جستجو
نگاهی به گالری
تقویم
شهريور ۱۳۸۹
ش ی د س چ پ ج
۲
۳
۴
۵
۸
۹
۱۰
۱۱
۱۲
۱۳
۱۴
۱۵
۱۶
۱۷
۱۸
۱۹
۲۰
۲۱
۲۲
۲۳
۲۴
۲۵
۲۶
۲۷
۲۸
۲۹
۳۰
۳۱
ورود عضوها
اوقات شرعی
اوقات شرعی   مشهد
۱۳ شهریور ۱۳۸۹
اذان صبح
طلوع
اذان ظهر
غروب
اذان مغرب
انتخاب ماه
انتخاب روز
مرکزاستان
«رعایت چند دقیقه جهت احتیاط الزامی می باشد.»
آمار
559716
شمار بینندگان :
18741
بینندگان امسال :
1900
بینندگان این ماه :
49
بینندگان امروز :
2
بینندگان کنونی :
17
عضوها :
0
عضوهای امروز :
لینکهای ورود
(92) google.com
(52) morakabi.ir
(9) whois.sc
(2) netcraft.com
(1) by103w.bay103.mail.live.com
(1) google.fi
(5) abredanesh.blogfa.com
(1) search.conduit.com
(1) google.ca
آخرین مقالات و مطالب
I like STRAWBERRY , but fish like WORMS
when I am going to fishing, I use a worm to get fish not STRAWBERRY

This is Marketing

Philip Kotler
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۶/۷
عنوان گروه : یادداشت ها
If you born poor
It is not your mistake

but

If you die poor
It is your mistake

Bill gates
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۶/۶
عنوان گروه : یادداشت ها
1- بوته چاي جزو معدود گياهاني است که به دليل وجود سموم فراوان در بافت آن، در طبيعت هيچ آفت جدي به جز انسان ندارد! مزارع اين گياه نياز به سمپاشي ندارند و هيچ چرنده، پرنده، حشره و ... به آن نزديک نمي شود. اگر در بين علوفه چهارپايان (هر نوع که باشند) حتي کمي برگ چاي باشد، حيوان به محض جويدن آن ها را از دهانش بيرون مي ريزد.

2- در بسياري از مناطق کشاورزي، براي آن که احشام و ساير حيوانات به مزارع و کشتزارهاي مختلف نزديک نشده و زراعت را خراب نکنند، اطراف آن ها را بوته چاي مي کارند. حيوانات با مشاهده بوته چاي به مزرعه نزديک نمي شوند!

نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۶/۱
عنوان گروه : یادداشت ها
خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
بنده: خدايا !خسته ام!نمي توانم.
خدا: بنده ي من، دو رکعت نماز شفع و يک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدايا !خسته ام برايم مشکل است نيمه شب بيدار شوم.
خدا: بنده ي من قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان
بنده: خدايا سه رکعت زياد است
خدا: بنده ي من فقط يک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدايا !امروز خيلي خسته ام!آيا راه ديگري ندارد؟
خدا: بنده ي من قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو يا الله
بنده: خدايا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم مي پرد!
خدا: بنده ي من همانجا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله
بنده: خدايا هوا سرد است!نمي توانم دستانم را از زير پتو در بياورم
خدا: بنده ي من در دلت بگو يا الله ما نماز شب برايت حساب مي کنيم

بنده اعتنايي نمي کند و مي خوابد

خدا:ملائکه ي من! ببينيد من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابيده است چيزي به اذان صبح نمانده، او را بيدار کنيد دلم برايش تنگ شده است امشب با من حرف نزده
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بيدار کرديم ،اما باز خوابيد
خدا: ملائکه ي من در گوشش بگوييد پروردگارت منتظر توست
ملائکه: پروردگارا! باز هم بيدار نمي شود!
خدا: اذان صبح را مي گويند هنگام طلوع آفتاب است اي بنده ي من بيدار شو نماز صبحت قضا مي شود خورشيد از مشرق سر بر مي آورد
ملائکه:خداوندا نمي خواهي با او قهر کني؟
خدا: او جز من کسي را ندارد...شايد توبه کرد...
 
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.

نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۵/۳۱
عنوان گروه : یادداشت ها
این قضیه جذب نیروی خلاق و با استعداد هم شده دردسر ! الان چند ماه است که داریم برای استخدام برنامه نویس PHP ،آگهی می دهیم و از افراد جویای کار آزمون می گیریم !

اما دریغ از یک نفر . . .

حالا هم  که بحث "طراح کاراکتر و گرافیست" پیش آمده و شدیدا داریم دنبال متخصص در زمینه طراحی کارکترهای بازی می گردیم.

نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۵/۲
عنوان گروه : یادداشت ها

خبر را که شنید، خیلی ناراحت شد؛ گفت: «یک نفر برود سفارت شوروی تلافی کند!» مانده بودند چه بگویند! گفت: «اگر نمی‌روید خودم می‌روم!» گفتند: «نه حاج آقا! می‌رویم!» و بالاخره یک نفر را فرستادند....

به نگهبان سفارتخانه گفت: «از طرف حضرت امام آمده‌ام. می‌خواهم جناب سفیر را ببینم!» نگهبان جا خورد: «این وقت شب؟!...» و رفت سفیر را از خواب بیدار کرد. سفیر که آمد، پرسید: «پیامتون چیه؟!» مرد، سیلی محکمی توی صورت سفیر زد: «تلافی آن سیلی که توی گوش سفیر ما در شوروی زدید!»

(منبع: کتاب روایت نزدیک)

نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۴/۲۷
عنوان گروه : یادداشت ها

کسی باش که عمری با تو بودن ، یک لحظه ، و لحظه ای بی تو بودن ، یک عمر باشد


نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۴/۸
عنوان گروه : یادداشت ها
سران مملکت هراسان جمع شدند بروند پیش امام و خبر بدهند که ناوگان دریایی آمریکا دارد به سمت خلیج فارس می آید. امام پرسیدند این ناوگان چقدر به ما نزدیک است؟ گفتند 500 کیلومتر فاصله دارد.

امام گفتند، رصدش کنید. همین که نزدیک شد دو تا موشک شلیک کنید. با همین موشک هایی که دارید بزنیدش!! نظامی ها گفتند می توانیم بزنیم اما این ناو آمریکاست. موضوع خیلی حساس است.

امام دوباره گفتند دو تا موشک شلیک کنید. خلاصه هر چه سران خواستند نظر امام را عوض کنند حرف همان بود. دو تا موشک. من(آقای خامنه ای) و آقای هاشمی در تمام مدت با تعجب به هم نگاه می کردیم. آخر سر امام دیدند سران قانع نشده اند گفتند نظر من همان است اما شور کنید به هر نتیجه ای که رسیدید همان را انجام بدهید.

وقتی داشتیم بیرون می آمدیم امام مرا صدا زدند و گفتند بمانید. بعد فرمودند من هنوز نظرم همان شلیک دو موشک است. این را بدانید که هر وقت بخواهید با آمریکا و انگلیس مسامحه کنید، فشارشان را بیشتر می کنند. بهترین کار با آمریکا این است که با شجاعت و شهامت با آنها برخورد کنید. شما بعد از من یادتان باشد که با آمریکا نباید مسامحه کرد. باید با آنها برخورد محکم کرد و نترسید که هیچ غلطی نمی تواند بکند.

 

خاطره ای که از رهبر به نقل از استاد پرورش. چاپ شده در مصاحبه اخیر پرورش با ویژه نامه عبور از فتنه در همشهری.
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۴/۷
عنوان گروه : یادداشت ها
ديگه اين بارون كلافه كرده منو، انگار زير يك دوش پر فشار واستاده اي. با وجود اينكه از هتل چتر گرفته بوديم، اما بعد از چند دقيقه همه لباس هامون خيس آب شده بود.

چنان بارون به زمين مي خورد كه به اطراف مي پاشيد و چتر كاربرد اش را از دست داده بود.

من قبلا در مورد بارون هاي استوايي شنيده بودم، اما شنيدن كي بود مانند ديدن البته بهتر بگيد شنيدن كي بود مانند خيس شدن !!!

اينجا بارون مي تونه همه چيز را متوقف كنه، ما مجبور بوديم در بارون به سمت نمايشگاه بريم، اما سوال اصلي اينجا بود كه كو تاكسي ؟

اصلا توي شهر هيچ بني بشري ديده نمي شد و واقعا شهر خلوت بود.

روز دوم بود، خواب مونده بوديم و مجبور شديم صبحانه نخوره هتل را به مقصد نمايشگاه ترك كنيم. توي فكر تاكسي گرفتن بوديم كه يك ماشين آمده و برگه اي دست اش بود كه اسم ما روش نوشته بود.

آره مستر آكرو ( اسم راننده ماشين) از طرف آژانسي كه ما بليط خريده بوديم، آمده بود و مي خواست ما را به يك گردش دور شهر ببره

اما در اين بارون . . . و با وقت كم ما . . .

قرار شد با آكرو بريم به سمت نمايشگاه و در بين راه نيز از پارك اركيد ديدن كنيم. آخه من شديدا از گل و گياه خوشم مي ياد و نمي شد دو تا بليط رايگان را رد كرد.

در پارك اركيد بيش از 14 هزار گونه گياهي واقعا معركه وجود داره كه ما طي يك بازديد بسيار هول هولكي و سريع از قدرت خالق بي همتا، كلي لذت برديم. بازديد از اركيد زير بارش باران سيل آساي بارات هم براي خودش كار منحصر به فردي بود كه بايد در گينس ثبت بشه.

انشاالله در پست هاي آينده، چند تا عكس براتون خواهم گذاشت.

اين حكايت همچنان ادامه دارد . . .
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۳/۲۶
عنوان گروه : یادداشت ها
بالاخره بعد از يك پرواز 6ساعت و 53 دقيقه اي خلبان بنگلادشي اعلام كرد كه به فرودگاه بين المللي سنگاپور خوش آمديد.

خسته از يك سفر طولاني و بيش از 30 ساعت بيخوابي وارد سنگاپور شديم.

همون اول كاري به خاطر تفاوت چهره با عكس پاسپورت كلي گير كرديم. پليسه مي گفت عكس خيلي جوانتر از شماست و اصلا نمي خوره كه اين پاسپورت شما باشه.

خلاصه بعد از كلي بازجويي و سيم جيم كردن، قضيه ختم به خير شد و رفتيم به سمت هتل.

اما چه هتلي !!!

لينك هتل !  آره اسمش به كار ما شبيه بود، اما خودش نه !

ساعت 14:05 رسيدم هتل ، مجبور بوديم سريع آماده بشيم و بريم نمايشگاه تا روز اول را از دست ندهيم.

راستي يادم رفت ، ما براي نمايشگاه CommunicAsia2010  به سنگاپور رفته بوديم.

خلاصه نهار نخورده راه افتاديم و رفتيم نمايشگاه. در ضمن اين نكته هم يادتون نره كه من از ديروز ساعت 6 صبح بيدار بودم و الان ساعت 2 ظهره.

اين حكايت همچنان ادامه دارد . . .
نویسنده : مهدی انجیدنی
تاريخ: ۱۳۸۹/۳/۲۶
عنوان گروه : یادداشت ها

سایر عناوین :
rss
اطلاعیه ها و آگهی ها

× آگهی استخدام

شرکت فناوری اطلاعات توسعه سامان برای تکمیل کادر فنی خود نیاز به تخصص های زیر دارد.

۱- برنامه نویس php آشنا با HTML و CSS و JavaScript

2- گرافیست وب مسلط به HTML و CSS و آشنا با استاندارد های W3C

3- طراح کارکتر ( نقاشی / سه بعدی )

4- مدیر سرور مسلط به مدیریت سرور های لینوکس یا ویندوز و آشنا به کار با کنترل پنل plesk و ترجیحا آشنا به زبان های php یا asp

چند نکته:

  • قابل ذکر است که محل کار مشهد می باشد.
  • ضمنا استخدام به صورت پروژه ای و کار آموزی نمی باشد. ( بجز برای طراح کارکتر )
  • ساعات کاری شرکت از 8 صبح تا 13:20 و 17 الی 19 می باشد.
  • همه کارمندان بصورت کامل بیمه می شوند.
  • حقوق و مزایا نیز مطابق قانون کار ( و بالاتر از آن) و بسته به تخصص افراد دارد.

برای اطلاعات بیشتر با تلفن های زیر تماس بگیرید:

6082858  0511

۱۳۸۷/۶/۲۲